رهبری ولایت فقیه

اجازه نداریم خسته بشویم

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی( امانت از سایت فارس نیوز)

ما نعمت بزرگ ولی فقیه را داریم و لذا حق نداریم نه از او عقب بمانیم و نه از او جلو بزنیم. همه باید دوش به دوش ولی فقیه جلو برویم. بعضی ها فکر می کنند فریاد زدن یعنی از ولی فقیه جلو افتادن لکن هرگز اینگونه نیست.

 

خبرگزاری فارس: اجازه نداریم خسته بشویم

 
  •  

 

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام على رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. سلام عرض می کنم خدمت شما عزیزان و سپاسگزاری می کنم از دوستان اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان که فرصت حضور در این جمع را برای حقیر فراهم کردند. بحث من در این مقال به یک دغدغه بر می گردد. این روزها می بینم عده ای دارند بچه های انقلاب را مأیوس می کنند و یا به گوشه گیری و بی تفاوتی ترغیب می کنند لذا لازم است نکاتی در ارتباط بیان شود.

نظام اسلامی و مجاهدت مداوم
اول اینکه، تشکیل نظام اسلامی، نعمت عظیم و فوق العاده مهمی است که در روزگار ما از جانب پروردگار متعال اعطا شده است. در واقع، ما خیلی خوش شانس بوده ایم که دوران حیاتمان مقارن با انقلاب و نظام اسلامی بوده است. شما می دانید، علماء، مصلحین اجتماعی و مؤمنین، صدها سال چشم به راه تشکیل چنین نظامی پیش از ظهور منجی عالم (عج) بوده اند و چه خون هایی که در این مسیر ریخته شده است. باید قبول کنیم که بسیاری از ما هنوز به عظمت این نظام پی نبرده ایم و به تبع آن، قدرشناس آن نیستیم. شکر گذار نیستیم و آدم می ترسد که به خاطر کفران نعمت از جانب پروردگار تنبیه شویم و خدا نکند این تنبیه، گرفتن نظام اسلامی از مردم ایران باشد. در همین عصر، یعنی چهل- پنجاه سال اخیر، دیدیم که برای شکل گیری و حفظ این نظام چقدر فداکاری صورت گرفته است. چه تعداد جوان به درجه رفیع شهادت رسیدند و چه تعداد جانباز شدند. خیلی برای حفظ این نظام مجاهدت شده است. ما هیچ منتی بر این نظام نداریم؛ نظام بر ما منت دارد. منت دارد که ما را از حقارت وابستگی به غرب و جیره خواری آنها نجات داد. منت دارد که ما را به خودباوری و بیداری رساند. منت دارد که از غرق شدن جوان های ما در دریای فساد و فحشا جلوگیری کرد. دقت داشته باشیم، ما هر کاری برای این نظام کرده باشیم، کارمان به پای کار شهدا نمی رسد. آنها در عنفوان جوانی پا روی آرزوی های دنیوی گذاشتند و جان شیرین خود را دادند تا این انقلاب زنده بماند. ما چه کار کرده ایم؟ ما چقدر تا به حال سختی و مشقت کشیده ایم؟
دوم اینکه، برای پیشبرد اهداف نظام، باید صبور بود. بالاخره کمبودهایی هست، بی معرفتی ها و بی عقلی هایی هست، کم کاری هایی هست که همه ما را رنج می دهد. فرهنگ حقیقتا در کشور ما مظلوم است لذا واقعا خیلی وقت ها غصه می خوریم و قلبمان می گیرد، لکن باید صبور بود. به قول امام صادق (ع)، رأس ایمان صبر است. پیروزی هم بعد از صبر می آید. از طرف دیگر، باید متوجه کار بزرگ و خطیری که می کنیم باشیم. ضمن آنکه شنا کردن در مقابل جریان غالب که جریان نفسانیت است ساده نیست. از هر سو مقاومت نفسانی وجود دارد. رشد انسان ها آنهم از طریق جداکردن آنها از نفسانیت سهل نیست. کارهای فرهنگی باید آنقدر قوی و جذاب باشد که انسان را از مسیر پرجاذبه نفسانیت منصرف کند.

ریزش ها و رویش های انقلاب
از سوی دیگر، جریان استکبار، یعنی حزب شیطان، از ابتدای شکل گیری این نظام با تمام وجود مقابل آن ایستاده است. با تمام وجود یعنی با همه امکانات و ظرفیت های خود. البته به قول رهبر بزرگوار انقلاب، این صف آرایی سراسری و بی نظیر، به خاطر عظمت و تاثیرات عمیق انقلاب است، و الا لازم نیست برای از بین بردن یک موجود ضعیف و کم اثر متوسل به چنین لشگرکشی عظیمی شوند و همه توان و آبروی خود را به صحنه بیاورند. توجه داشته باشید که برای نظام سلطه موفقیت در این صف آرایی حکم مرگ و زندگی را دارد. لذا در مبارزه با انقلاب اسلامی خیلی جدی هستند. با این وجود، و با همه مقاومت ها و با همه دشمنی ها، نظام اسلامی به لطف الهی همچنان روی پای خود ایستاده است و روز به روز هم به قدرتش افزوده می گردد. شما ریزش ها و رویش ها را می بینید اما بدانید رویش ها به مراتب و به مراتب از ریزش ها بیشتر است. اگر یک نفر از دست می رود، صد نفر به دست می آید. نه فقط در ایران، بلکه در تمام قلمرو معنوی جمهوری اسلامی در جهان اینگونه است.
سوم اینکه، جوهر این نظام، اسلامیت آن در ابعاد اجتماعی و سیاسی است و اگر اسلامیت آن به این معنا، کمرنگ شود، دیگر نظامی وجود ندارد. مقام معظم رهبری تا الان بارها وارد بحث صورت و سیرت انقلاب شده اند و در خصوص حفظ صورت و از دست دادن سیرت هشدار داده اند. حفظ صورت انقلاب و نظام در شرایطی که خبری از سیرت انقلاب و نظام نیست چه خاصیتی دارد؟ حضرت آقا در یکی از دیدارهای اعضا شورای عالی انقلاب فرهنگی فرمودند که امام (ره) و ماها که به دنبال حکومت کردن نبودیم، همه این تلاش ها در جهت تشکیل و حفظ حکومت اسلامی، برای این است که اسلام در رگ های جامعه جاری و ساری شود و الا حکومت چه ارزشی دارد؟

انقلاب اسلامی و رسالت همگانی
توجه داشته باشیم که دشمن با ظواهر اسلامی ما کاری ندارد، مسأله اصلی دشمن، اسلام سیاسی، و اسلام حاضر در صحنه است. او می خواهد به هر قیمتی شده اسلام سیاسی را نابود کند حتی به قیمت قبول ریسک ایجاد گروه جنایتکار داعش برای بدنام کردن دولت اسلامی در جهان اسلام. شما اگر در پی اسلام ظاهری و بی خاصیت و به تعبیر امام (ره)، اسلام امریکایی باشید، دشمن نه تنها کاری با شما ندارد بلکه حمایتتان هم می کند. شما ببینید رؤسای خبیث آمریکا ما رمضان که می شود، افطاری هم می دهند! پس حواسمان باشد که برای چه چیزی در میدان مبارزه هستیم. می خواهیم احکام مترقی اسلام را در کشور پیاده کنیم و این کار در زمان غیبت معصوم (ع) تنها با حاکمیت ولی فقیه مبسوط الید، و وجود یک اندیشه مستحکم، پویا، منسجم و متقن اسلامی محقق می شود.
نکته چهارم اینکه، ما اجازه نداریم خسته بشویم و به اصطلاح ببریم.  ما اجازه نداریم تحت هیچ شرایطی خودمان را به بهانه های واهی حاشیه نشین کنیم. بله، همه اتفاقاتی که در نظام می افتد قابل قبول نیست به ویژه خطاها و کم کاری های بعضی از مسئولان لکن این ها توجیهی برای بریدن ما نیست.از طرف دیگر، معلوم نیست اگر ما جای آنها می بودیم خطاهایی بزرگ تر از این ها نداشتیم. من در یک جلسه ای بودم و در آنجا یک استاد دانشگاه که ظاهر الصلاح هم هست با فهرست کردن بعضی گیر و گور ها نتیجه گرفت که کار جمهوری اسلامی تمام است و ماها همه سر کار هستیم! بنده در آن جلسه پاسخ کوتاه اما قاطعی به ایشان دادم اما عده ای از پاسخ من ناراحت شدند و گفتند تو با ایشان تندی کرده ای!
در نظام اسلامی، بازیگر و تماشاگر نداریم. همه باید بازیگر باشند لذا اگر ناکامی ای بوجود بیاید، همه در بوجود آوردن این ناکامی شریکند. 
بعضی ها با ظاهر انقلابی به دلایل گوناگون بریدند، و می خواهند بقیه را هم از تلاش و مجاهدت منصرف کنند. همه چیزشان مدیون انقلاب و نظام است، حالا می آیند بر نظام منت هم می گذارند. اگر این انقلاب و نظام نبود شما کجا می توانستید سرتان را بالا بگیرید و حرف بزنید؟ شما امروز هر چه دارید از صدقه سری این انقلاب و نظام، و خون شهداست.

یاس و انفعال؛ آفات انقلابی گری
البته یکی از مهم ترین دلایل بریدن، دنیا گرایی و سبک زندگی غیر اسلامی است. می شناسیم از بچه مسلمان هایی که قبلا در جنوب شهر تهران و به سادگی زندگی می کردند و جسورانه پای انقلاب و رهبری می ایستادند لکن وقتی به پول و پله رسیدند و خانه و محله و ماشینشان عوض شد، از خیلی چیزها برگشتند! این تاثیر سبک زندگی غربی و دنیاگرایی است. در طول تاریخ اسلام، اکثر برگشتن ها، صدای هل من ناصر امام را شنیدن و او را تنها گذاشتن ها و فراتر از این ها خیانت ها، ناشی از بیماری مهلکی به نام دنیاگرایی بوده است. بنابراین، مراقب زندگی خودمان باشیم.
خوب، می گویند، کار جمهوری اسلامی تمام است! ما سر کاریم! لذا ول کنیم بریم سر خانه و زندگی خودمان! ما می گوییم، اولا کی گفته کار جمهوری اسلامی تمام است؟ چرا این همه توفیقات را نمی بینید؟ انصافتان کجا رفته است؟ ببینید کشورهایی که پیش از انقلاب شبیه ایران بودند مثل مصر و در این ۳۶ سال به نوکری برای غربی ها ادامه دادند الان کجا ایستاده اند و ما کجا ایستاده ایم؟! حضرت آقا بارها تاکید داشتند باید در ارزیابی انقلاب واقع گرا باشید یعنی نقاط ضعف را در کنار نقاط قوت مشاهده کنید اما مثل اینکه بعضی ها چشمانشان برای دیدن نقاط قوت بینایی خود را از دست داده و کور شده است. البته در صدر اسلام نیز، عده ای از همان جنگ بدر می گفتند کار اسلام تمام است اما دیدیم تمام نشد. در جنگ بدر جمعیت مسلمانان چقدر بود و جمعیت کفار چقدر بود؛ آنها تا دندان مسلح بودند و مسلمانان با چوبدستی و تعدادی شمشیر و معدود تیر و کمان در میدان حاضر شده بودند؛ آنها دائم کباب می خوردند و مسلمانان تنها چیزی که داشتند آب و خرما بود؛ با این حال، با تلاش و مجاهدت و همچنین امداد ویژه الهی پیروز شدند و بینی دشمن را به خاک مالیدند. چرا؟ چون برای خدا و مخلصانه پا به میدان جنگ گذاشته بودند و خداوند وعده داده کسانی که زیر پرچم امام (ع) یا نایب او و برای خدا جهاد کنند را پیروز کند. بعد از جنگ بدر هم همواره عده ای در حضور پیامبر (ص) فاتحه اسلام را می خواندند لکن اسلام روز به روز قوی تر و فراگیر شد. ثانیا. ما که هرگز احساس سر کار بودن نمی کنیم. داریم به تکلیف الهی خود عمل می کنیم. هر کس در هر جایی که هست باید تکلیف خودش را به موقع و درست انجام دهد. مثلا من یک واعظ، یک سخنران و یا یک معلم دانشگاه هستم، پس کار من روشنگری به وقت است. من مدیر اجرایی نیستم اما می توانم با همین روشنگری ها از انقلاب پاسداری کنم. حضرت آقا در یکی از نشست های اندیشه راهبردی فرمودند که اگر روشنگری های هوشمندانه امام نبود، عده ای در همان سال های نخست انقلاب، استبداد را به ایران بر می گرداندند. حالا بنده از شما می پرسم، چه کسانی می خواستند استبداد را برگردانند؟ دشمن خارجی؟ بله واضح است که دشمن خارجی به دنبال چه بود و چه هست لکن مسأله بسیار پیچیده ای که نیاز به روشنگری دارد، این است که لیبرال ها و همان کسانی که سنگ آزادی و دموکراسی را به سینه می زدند می خواستند استبداد را به ایران برگردانند. الان هم بتوانند این کار را می کنند. الان هم دلشان برای رکوع و سجود در برابر غرب و گرفتن تکه استخوانی از آنان لک زده است. پس ما باید هوشمندانه روشنگری کنیم و این روشنگری ها در جای خود بسیار حائز اهمیت است. ثالثا. بر فرض که تصور شما درست باشد و کار نظام تمام شده باشد، فکر کردید به راحتی نظام را تقدیم دشمن می کنیم؟ نخیر، این نظام با خون جوانان حزب اللهی حمایت می شود. اینگونه نیست که ماها زنده باشیم و عده‌ای بخواهند جان انقلاب را بگیرند و دوباره نظام مستبد، غرب پرست و پلیدی را بر کشور حاکم کنند. شرایط ما حسینی (ع) است و انشاالله حسینی خواهد ماند، با این تفاوت که دیگر لشگر امام (ع) ۷۲ نفری نیست بلکه همه بچه حزب اللهی ها حاضرند در این لشگر جان خود را در راه امام (ع) تقدیم کنند. شما ببینید الان برای حفاظت از حرم اهل بیت (ع) در سوریه و عراق چه می کنند؟ این در حالی است که راه جهاد عمومی بچه مسلمان های ایرانی برای پاسداری از حرم باز نیست و الا داعش و امثال داعش یک هفته هم دوام نمی آوردند.  
پس هر کس خسته شده برود خانه پهلوی زن و بچه خود بنشیند؛ اما حق ندارد بقیه را مایوس کند و یا از در صحنه ماندن منصرف کند.

تقابل مجاهدت و راحت طلبی
دوستان عزیز، این نظام در دست ما یک امانت است و باید با چنگ و دندان آن را حفظ کنیم.
دوستان، ما امروز برای بیدار نگه داشتن مردم و نشان دادن خطری که آنها را از جانب دشمنان و منافقین قدیم و جدید تهدید می کند باید فریاد بکشیم. امروز عده ای با تمام توان به دنبال تحریف امام (ره)، تحریف اصل انقلاب، و غیر عقلانی معرفی کردن آرمان های انقلاب به نسل های جدید هستند. نباید در برابر این حرکت پلید بی تفاوت بود. البته فریاد کشیدن به مفهوم شانتاژ و حق و ناحق کردن نیست. اسلام به ما یاد می دهد که فریادمان شرعی، اخلاقی و معقول باشد. هدف وسیله را توجیه نمی کند. ما اجازه نداریم به دشمن خود نیز دروغ ببندیم یا حرف بی اساس یا سستی را درباره آنها بگوییم چه رسد کسانی که دشمن نیستند. این منطق اسلام است که شرط حفظ اسلام هم صداقت و مردانگی است. از طرف دیگر، ما نعمت بزرگ ولی فقیه را داریم و لذا حق نداریم نه از او عقب بمانیم و نه از او جلو بزنیم. همه باید دوش به دوش ولی فقیه جلو برویم. بعضی ها فکر می کنند فریاد زدن یعنی از ولی فقیه جلو افتادن لکن هرگز اینگونه نیست.  
خوب، اگر با همان شرایط که عرض شد فریاد نکشیده و سکوت کنید، در محکمه الهی پایتان گیر است. بعضی از نخبگان مدت هاست به بهانه های مختلف مانند حفظ شئونات علمی و رودربایستی، ترس از منافع و غیره سکوت کرده اند. حتی یکسری از هم لباسی های ما سکوت کرده اند و در برابر مصائب فرهنگی و غیره دم نمی زنند! خیلی اتفاقات می افتد که حیات انقلاب را به خطر می اندازد اما صدایی از آنها بلند نمی شود! مطمئنا این ها پایشان گیر است. حوزه نمی تواند بین خود و نظام دیوار بکشد. حوزه و نظام با هم یکی است. عده ای می خواهند حوزه ها را سکولار کنند و پای طلبه ها و فضلا را عملا از میدان سیاست قطع کنند و لذا دوستان ما در حوزه مراقب باشند فریب این ها را نخورند. ما باید دائما مراقب انقلاب باشیم و با رصد روزآمد اتفاقات، هر جا لازم بود شجاعانه وارد صحنه شویم. البته روشن است که در صحنه بودن و فریاد کشیدن بی هزینه نیست. شیخ فضل الله نوری را همین لیبرال ها به جرم روشنگری به دار آویختند. یعنی حتی حاضر نشدند حرف های یک مجتهد بزرگ و مطرح را بشنوند. حالا کسی جرئت این غلط ها را ندارد لکن توجه داشته باشید، در میدان بودن با راحت طلبی جور در نمی آید. هر کس که وارد گود می شود باید هزینه های آن را هم بدهد. 
به هر حال انتهای عرض بنده این است که کوتاهی برای حفظ انقلاب و نظام از هیچ کس پذیرفته نیست. از خداوند متعال مسألت  داریم به همه ما توفیق خدمت گذاری خالصانه به این انقلاب و نظام را بدهد. والسلام علیکم و رحمة الله.

– این نوشتار از متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در جمع مبلغین دینی مؤسسه فرهنگی و تبلیغی آینده سازان، مورخ ۹۵/۵/۲۰، فراهم شده است.

افزودن دیدگاه

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

چهار × 2 =