اخبار معرفتی

«به سفارش مادرم»

تمام چاپ نخست با آغاز پیاده روی اربعین حسینی؛«به سفارش مادرم» به چاپ چهارم و مجموع تیراژ ۵ هزار نسخه رسید

مدیرعامل به‌نشر(انتشارات آستان قدس رضوی از اتمام چاپ نخست کتاب «به سفارش مادرم» همزمان با استقبال از این اثر در مدت کمتر از یک هفته خبر داد.

«به سفارش مادرم» به چاپ چهارم و مجموع تیراژ 5 هزار نسخه رسید

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، حسین سعیدی از استقبال پرشور از کتاب «به سفارش مادرم» که توسط انتشارات به‌نشر منتشر شده است خبر داد و گفت: استقبال از این اثر در آستانه فرارسیدن اربعین سرور و سالار شهیدان؛ حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سبب شد در مدت کمتر از یک هفته تمام نسخه‌های این اثر به فروش برود.
وی با بیان اینکه هم اکنون چاپ دوم، سوم و چهارم کتاب «به سفارش مادرم» در چاپخانه انتشارات آستان قدس رضوی قرار دارد و به زودی روانه کتابفروشی ها می شود، تصریح کرد: هر کدام از چاپ های مجدد این اثر با تیراژ هزار نسخه که در مجموع به ۳۰۰۰ نسخه می رسد و با قیمت ۳۶۰ هزار ریال در سراسر کشور منتشر می شود.
سعیدی یادآور شد: چاپ نخست این اثر به سفارش مجموعه هنری خیمه در ۳۲۸ صفحه، با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه، در قطع وزیری و با قیمت ۳۶۰ هزار ریال توسط به‌نشر منتشر شده است.
مدیرعامل به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) ادامه داد: «به سفارش مادرم» که به قلم احسان حسینی نسب به نگارش درآمده، دربرگیرنده روایاتی داستان گونه پیرامون زائران و موکب داران و خانواده های شرکت کننده در پیاده روی عظیم اربعین حسینی، با ملیت ها و فرهنگ های مختلف و نیز عکس هایی مستند از آنهاست.
وی اظهار کرد: این اثر که مدیریت هنری آن را وهب رامزی بر عهده دارد، شامل مجموعه تصاویری مستند از مراسم پیاده روی اربعینی حسینی است که از دریچه دوربین وهب رامزی، عبدالمجید قوامی، روح الله خسروی و شهره بهرامی ثبت شده است.
سعیدی خاطرنشان کرد: مراسم رونمایی از کتاب «به سفارش مادرم» جمعه هفته گذشته با حضور جمع پرشور نویسندگان، عکاسان و چهره‌های شاخص ادبی نظیر محمدحسین رجبی دوانی، نفیسه مرشد زاده؛ احسان رضایی، مهدی قزلی، امیر علی جوادیان و احمد مسجد جامعی در شهر کتاب دانشگاه برگزار شد.

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است:

«در این سال‌ها، مادرم از بین سفرهایی که نمی‌توانست برود، بیشتر از همه سفر به عراق در ایام اربعین را دوست داشت. مادرم زن با اعتقادی است. درست همانقدر که من بی‌اعتقادم. مادرم دوست داشت به عراق سفر کند و در هنگامه‌ی پیاده‌روی آدم‌ها حضور داشته باشد و بخشی از تاریخی باشد که این سال‌ها در حال رقم خوردن است. اگرچه بخشی غیرموثر و اگرچه بخشی که با حضور خود این گردهمایی بزرگ را رونق می‌دهد؛ اما باشد و به اندازه‌ی حضور یک زن پنجاه و چند ساله، این تنور را گرم نگه دارد. من اما دوست نداشتم هیچ‌وقتی از سال به عراق سفر کنم؛ خاصه در ایام اربعین. اما… مادرم وقتی شنید که رفقای عکاسم من را به این سفر دعوت کرده‌اند تا با آن‌ها به عراق بیایم و روی عکس‌هایی که آن‌ها از این سفر می‌گیرند، چیزی بنویسم، مشتاق‌تر از همیشه، خواست تا من بجای او به این سفر بروم. من به‌خاطر مادرم به عراق رفتم، و نرفتم که روی عکس‌هایی که دوستان عکاسم می‌گیرند، چیزی بنویسم. رفتم که برای او بنویسم. برای مادرم، که نمی‌توانست به این سفر بیاید.»
انتهای پیام/

افزودن دیدگاه

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

هجده + دو =