معرفتی

تنبیه ۱

گرد آورنده: رضوان السادات شرافت کارشناس ارشد علوم تربیتی سلسه مباحث تنبیه در ۵ قسمت
به این مراحل دقت کنید
 
اصل
ارزش
اهمیت 
ومهارت
 
این مسیر است. من به شما نمی گویم که مقصد چیه خودتان دنبالش بروید. اگر ندانید اصل، اصول و ارزشهای شما چیست تربیتتان بی معنی خواهد بود. در زیر ارزشها اهمیت و مهارت ها قرار می گیرند تفاوت این ۴ تا را اگر ندانیم و نشناسیم، تربیت مان بیهوده و عبث خواهد بود.
 
 مگر جوانهایی که امروزه این همه مشکلات ایجاد می کنند، تربیت ندارند یا خانواده های بی تربیتی دارند، خیلی هم عالی تربیت شده اند اما پدر ومادر جهت را نمی دانستند هر کاری هم که از دستشان بر می آمده انجام داده اند جهت را نمی دانستند کجاست؟ کدام جاده را ایمن سازی می کنیم و با چه علامتی؟ آیا می دانیم جهت این جاده کجاست و به کدام سمت می رود یا خیر. اگر ندانیم کارهایی که در قالب تربیت انجام می دهیم بیهوده است. 
 
حالا برای تربیت بیهوده علامتهای اشتباه گذاشته ایم بعد راننده که می خواهد طبق این علایم اشتباه عمل کند،کتکش می زنیم. به طور مثال یک  تابلوی گردش به چپ ممنوع در جاده گذاشته ایم در حالیکه در جاده ی واقعی باید تابلوی گردش به راست ممنوع می گذاشتیم خوب طبیعتاً راننده هم طبق آن عمل می کند ومنحرف می شود بعد ما کیفرش می کنیم. 
 
گفتیم " تربیت در سکوت شکل می گیرد" اگر مسیر و جاده را به درستی نشناسیم نمی توانیم آن را درست علامت گذاری کنیم،کودک منحرف می شود بعد کتک می خورد و مجازات می شود در حالیکه ما باید جاده را علامت گذاری کنیم و به همین دلیل اصل و اصول مهم هستند اگر این دو را نشناسیم و برایمان شفاف و روشن نباشد آنوقت مجبوریم که خشونت به کار ببریم. 
 
تنبیه ابزار تربیت است و تربیت ایمن سازی جاده رشد است و رشد جهت دارد. اصل خود را ببینید که کجاست؟ اصل باید برای تک تک ما روشن باشد (ما خودمان باید به آن برسیم کسی نمی تواند به ما بگوید اصل چیست).
 
یک مسـئله ی مهم در جامعه ما این است که در زندگی ده ها اصل داریم در صورتیکه اصل یکی است و یکی باید باشد. به این دلیل است که سردرگم و گیج هستیم. نمی دانیم که با بچه هایمان چه باید بکنیم چون اصلاً نمی دونیم بچه هایمان چه می خواهند.
 
آیا نقطه اصل ما تحصیل است؟ آیا پول است؟ دلبستگی است؟ محبت است؟ باید برای خودمان شفاف کنیم. حاضرین: ممکن است که اصل ما شامل این مواردی باشد که شما گفتید،آقای سلطانی: خیر اگر نقطه ی اصل چندتا باشد آن نقطه دیگر اصل نیست. اصل فقط یکی می تواند باشد. حاضرین: خوب پول لازمه! آقای سلطانی: بله پول لازمه اما آیا اصل ما هست یا نه؟
 
ما باید بدانیم و بشناسیم که در زندگی چه چیزی اصل است و چه مواردی اصول، مهم و ارزش ها چیست؟ چه چیزی اصل ماست. اگر این مسیر را نشناسیم با مشکلاتی که امروز با آن روبرو هستیم مواجه خواهیم شد.آیا تحصیل مهم است؟؟؟ تحصیل بسیار مهم است اما هرگز ارزش نیست. اگر به عنوان مثال تحصیل که جزو حوزه ی اهمیت ها است را در جای ارزش ها بگذاریم، راه را اشتباه رفته ایم و به دنبال آن بقیه مسیر را هم اشتباه می رویم.
 
حالا علم چیست؟؟؟ علم «ارزش» است، مدرک «مهم» است. در صورتیکه امروزه جایشان با هم عوض شده است و علم را فدای مدرک می کنیم. «اهمیت» را بالا برده ایم «ارزش» را پایین آورده ایم یعنی مدرک را در مرتبه ی ارزش، و علم را در مرتبه ی اهمیت گذاشته ایم. به این ترتیب بقیه ی مسیر نیز اشتباه  شکل می گیرد.
 
دنبال این نباشید که یک نفر بیاید و به شما بگوید اصل چیست. در دین مان هم به ما این اجازه داده نشده، ما طبق دین و اعتقاداتمان می گوییم که اصل خداوند است چون ۵ تا اصول دین داریم که اولی اش توحید است ۴ تای دیگر طلبمان. می دانید که در اصول دین اجازه ی تقلید نداریم؟ می دانید؟ اکثراً هم که تحصیلکرده هستید،چند ساعت تحقیق تا به حال راجع به توحید داشته اید؟
 
همون که تو مدرسه بهمون گفته بودند همان را بلدیم. پس از تقلید هم حتی پایین تریم به همین دلیل است که نمی توانیم ایمان داشته باشیم به همین دلیل است که نمی توانیم توکل داشته باشیم چون خودمان اصل و اصول را نشناخته ایم. اصل را باید بشناسیم و برای شناختن باید کار بکنیم ، هیچ راه دیگری هم ندارد به همین دلیل است که ما نسخه نمی دهیم. 
 
اگر منتظرید که من بگم اصل چیه اگر دوسال دیگر هم منتظر بمانید از من نخواهید شنید باید خودتان بروید و پیدا کنید.
 
استاد سلطانی

افزودن دیدگاه

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

سه − یک =