اخبار

فرزند صالح انقلاب

دکتر کاظمی آشتیانی، فرزند صالح انقلاب

 

در آستانه‌ی سالروز درگذشت مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیانی (۱۴ دی‌ماه)، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی این «دانشمند مؤمن و جهادگر» را منتشر می‌کند.

* دیرباورها هم باور کردند!
من به یاد دارم وقتی که این سانتریفیوژهای ما مشغول کار شده بود و جوانان و دانشمندان ما توانسته بودند اینها را راه بیندازند و مسئولان وقت؛ رئیس‌جمهور و دیگران خبرش را گفتند، تعدادی از فیزیکدانهای دانشگاهی که مردمان خوب و بسیار سالم و صادقی هم هستند، بعضی‌شان هم من را می‌شناسند، به من نامه نوشتند، که آقا! نبادا اینها را باور کنید! چنین چیزی اتفاق نیفتاده و ممکن نیست! حاضر نبودند باور کنند؛ قبول کنند. این، همان تلقین است. تا غربی‌ها؛ آژانس و دیگران، خودشان آمدند نگاه کردند، تصدیق کردند، اعتراف کردند که چنین چیزی را باور نمی‌کردند در ایران به وجود بیاید، آن وقت دیگران؛ دیرباورها، در داخل کشور باور کردند.

عین همین قضیه در مورد سلولهای بنیادی به وجود آمد. بنده چندبار پیشرفتهای سلولهای بنیادی را در چند سخنرانی بر زبان آورده بودم. از دانشمندان کشور و از بعضی از دانشگاهها به من نامه نوشتند: آقا! این قضیه را شما این‌قدر نگوئید، این واقعیت ندارد؛ این جور نیست! اینی که میگوئید در سلولهای بنیادی پیشرفت کرده‌اند و در شبیه‌سازی (کلونینگ) دارند تمرین و کار می‌کنند، باور نکنید؛ چنین چیزی اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد! بعد که گوسفند شبیه‌سازی شده را جلو چشم همه قرار دادند، بعد که در سمیناری که تشکیل دادند، دانشمندان معروف دنیا، زیست‌شناسهای درجه‌ی یک دنیا آمدند مصاحبه کردند و تصدیق کردند که پیشرفتها، پیشرفتهای محیرالعقولی است، آن وقت یک عده از دیرباورها باور کردند! ۱۳۸۶/۰۲/۲۵
 
* کارهای جدید در دنیای علم
خوب است شما بدانید که در بعضی از بخشهای بسیار حساس علمیِ کشور ما کارهایی شده که هنوز در دنیا صورت نگرفته است. در فناوری تولید سلولهای بنیادی که بنده چند وقت پیش، از آن یاد کردم، یک مشت جوان مثل شماها که در تهران هستند، فعالیت می‌کنند. اینها همت کردند و رفتند از دیگران یاد گرفتند؛ خودشان هم فکر کردند، سرمایه‌گذاریِ فکری کردند و توانستند کلید تولید و انجماد و حفظ و کاشت سلولهای بنیادی را به‌دست بیاورند. امروز اینها برای اولین بار در ایران سلولهای بنیادیِ انسولین‌ساز را تولید کرده‌اند که در دنیا هنوز تولید نشده است. ۱۳۸۳/۰۴/۱۷
 
* جوان مؤمن انقلابی
ما امروز وقتی به آن گذشته نگاه میکنیم، میبینیم حرکت کشور در این زمینه‌ها، یک حرکت غیر قابل تصوری است؛ حرکت، خیلی خوب بوده. کار کردیم، نتیجه‌اش را هم داریم مشاهده میکنیم. همین رویان – که آقای دکتر گُورانی گزارش دادند – و این ماجرای سلولهای بنیادی که اینها با امکانات کم توانستند به آن دست پیدا کنند و پیشرفتی که در این زمینه کرده‌اند و در این سمیناری که دو سال قبل در اینجا تشکیل شد و دانشمندان دنیا، آمدند و با آنها مصاحبه شد و گواهی و اظهار شگفتی کردند؛ اینها یک داستانهایی است که واقعاً جا دارد به عنوان مایه‌های افتخار، جلوِ چشم ما باشد. ما شخصیتهایی از قبیل مرحوم دکتر کاظمی آشتیانی – که حالا من مقیّدم از این جوان پاکباخته‌ی مؤمنِ فاضلِ کارآمد، و مدیر حقیقتاً انقلابی و مؤمن اسم بیاورم – داریم و الان هم در کشور، فراوان هستند و در بخشهای مختلف دارند کار میکنند؛ و کارهای خوبی هم انجام گرفته است. وضع دانشگاههای ما امروز با بیست، بیست‌وپنج سال قبل قابل مقایسه نیست؛ پیشرفتهایمان خیلی خوب است. ۱۳۸۵/۰۷/۱۳

*تربیت نیرو
ما در علم و تحقیق نخبه‌هاى برجسته‌اى داریم، مثل مرحوم کاظمى آشتیانى که این سلّول‌هاى بنیادى و این تشکیلات عظیم را راه انداخت و انسانهاى زیادى را تربیت کرد – همکارانش هم همان‌جور هستند؛ امروز هم بحمدالله این حرکت ادامه دارد. ۱۳۹۳/۰۹/۰۶
 
* الگوی مطلوب
مؤسسه‌ی رویان، یک مؤسسه‌ی موفق و یک نمونه‌ی کامل و چشمگیر از آن چیزی بود و هست که انسان آرزویش را دارد. علت اینکه من به مرحوم سعید کاظمی اینقدر علاقه داشتم و الان هم در دلم و در ذهنم برای آن جوان عزیز، ارزش و جایگاه قائلم، همین است. حرکت او، نحوه‌ی کار او، مدیریت او، پیگیری او، یک مجموعه‌ی کاملی بود از آن چیزی که آدم دوست میدارد و آرزو دارد، که حالا من اندکی در این باره عرض خواهم کرد. رویان هم با کمک او و بقیه‌ی همکارانی که در رویان از اول مشغول بوده‌اند، اینجوری بارآمد؛ اینجوری رشد کرد؛ اینجوری روئید. و من این را از اوائل کار احساس کردم. آن دوست مشترک من و مرحوم کاظمی که شرح قضایای کاری ایشان را در آغاز کار – پانزده شانزده سال قبل – و در خواستهای او را با من مطرح کرد، من نشانه‌های یک حرکت درست را در این کار احساس کردم؛ لذا گفتم من در حد مقدورِ خودم در خدمت این کار و پشتیبانی این کار قرار میگیرم. هرچه زمان گذشت، آن ظن اوّلی تقویت شد؛ تکذیب نشد.

اگر بخواهم این الگوی مطلوب را در یک جمله معرفی کنم، عبارت است از: ترکیب علم، ایمان، تلاش. هم علم را جدی گرفتند، هم ایمان و پایبندی و تقوا را؛ نه به صورت یک سربار، بلکه به شکل یک عنصر اصلی در بافت مجموعه و در بافت کار. و هم خستگی را فراموش کردند، که به گمان من مرحوم کاظمی جان و سلامت خودش را هم سر همین کار گذاشت؛ یعنی این دنبالگیری و این اهتمامها و خسته نشدنها. لذا رویان در چشم من بسیار گرامی است و عزیز است و شما جوانها و مردان و زنان مؤمن و عزیزی که در این مجموعه کار میکنید، برای من عزیز هستید و معتقدم رویان استعداد بسیار زیادی برای کار کردن و برای پیش رفتن دارد.

از قول من نقل کرده‌اند که من گفته‌ام: «این سلول بنیادی یک حرکت علمی است»، واقعش همین است؛ همینطوری که این سلولهای بنیادىِ شما، یک دامنه‌ی تمام‌نشدنی برای تحقیق دارند – که هرچه شما تحقیق میکنید، پیش میروید، یک میدان دیگری باز میشود که میبینید میتوان آن را موضوع تحقیق قرار داد و پیش رفت و به مرزهای جدیدتری رسید – رویان هم همینجور است؛ این مجموعه‌ی شما هرچه کار کند، پیش برود، باز قابلیت پیشرفت دارد و یکایک محققان، پژوهشگران معتقد به علم و با ایمان – که در این مجموعه یا هر مجموعه‌ی دیگری از این قبیل هستند – همین حکم را دارند؛ یعنی توانائی اینها تمام‌نشدنی است. ۱۳۸۶/۰۴/۲۵
 
* فرزند صالح انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم
با تاسف و تلخکامی خبر درگذشت دانشمند مومن و جهادگر، مرحوم دکتر «سعید کاظمی اشتیانی» را دریافت کردم و بر فقدان آن شخصیت ارزشمند که کانون امید و ابتکار و نوآوری بود، افسوس خوردم. وی یکی از فرزندان صالح انقلاب و از رویش‌های مبارکی بود که آینده‌ی درخشان علمی در کشور را نوید می‌دهند.

موسسه‌ی رویان که مجمع ارزشمندی از نوآوران و جهادگران عرصه‌ی علوم زیستی است ، در پیدایش و رشد و اعتلای خود، مدیون همت و ایمان و پشتکار این دانشمند جوان و بلند همت است.

اینجانب ضایعه‌ی دردناک فقدان این عنصر خدوم و با ارزش را به خانواده‌ی گرامی و همکاران عزیزش صمیمانه تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال رحمت و علو درجات را برای وی و صبر و سکینه‌ی الهی را برای بازماندگان و همراهانش مسالت می‌کنم.
سید علی خامنه‌ای ۱۳۸۴/۱۰/۱۵

 

 
۱۳۹۳/۱۰/۱۳نسخه قابل چاپ
سه خاطره درباره شخصیت دکتر کاظمی آشتیانی

دکتر کاظمی آشتیانی به روایت دوستان

 


* همیشه می‌خواست کاری کارستان کند

سال ۱۳۵۸، در اولین کنکور پس از انقلاب، سعید و من در یکی از دانشگاه‌های استان اصفهان قبول شدیم. سعید در رشته‌ی فیزیک و من در شیمی. یک روز وقتی اتوبوسمان به مقصد تهران در حرکت بود، برای نماز توقف کرد و آنجا اولین نقطه‌ی آشنایی من با او بود. جوان پُرشوری که بعدها رویش مبارک انقلاب لقب گرفت. جالب بود که هم سعید و هم من، در کنکور سراسری، دانشکده‌ی توانبخشی را نیز انتخاب کرده بودیم.
 
بروبچه‌های دانشکده‌ی توانبخشی سهم قابل توجهی در جنگ تحمیلی داشتند و من فکر می‌کنم بعد از شهیدانمان، سهم سعید از همه بیشتر بود. نزدیکی‌های عملیات که می‌شد، سعید اولین کسی بود که لباس خاکی به تن می‌کرد. در پوست خود نمی‌گنجید. در جنگ، چه به‌عنوان یک پزشک‌یار و چه در قامت یک رزمنده‌ی خط مقدم، خاطرات زیادی از خود به‌جای گذاشت. چیزی که او را از همه ممتاز می‌کرد، توجه و ارادتش به شهدا، خصوصاً شهدای دانشکده بود. شهید رعیت اولین شهید دانشکده بود؛ پسر فقیری از روستای یزدل کاشان. سعید بعد شهادت غلامرضا رعیت، مدام به یزدل می‌رفت و به پدر و مادر او سر می‌زد. با آنکه درس‌ها سخت بود و مسئولیتش در جهاد سنگین، اما هیچ‌وقت از این کار خود دست نمی‌کشید؛ آن‌گونه که انگار فرزند خانواده‌ی شهید رعیت بود. یادم نمی‌رود بعد از آنکه سعید را از دست دادیم، پدر شهید رعیت در حالی که اشک‌هایش چون سیل بر صورتش جاری بود، به من گفت: ای‌کاش من جای سعید مرده بودم.
 
سعید همیشه به اوج قله‌ی عزت و بزرگی نگاه می‌کرد و همیشه دوست داشت کاری کند کارستان. او برنامه‌ریز بود و ذهن منسجمی داشت. به چیزهایی می‌اندیشید که ذهن خیلی بزرگ‌ترها به آن قد نمی‌داد. این مجاهد خستگی‌ناپذیر با بنیان‌گذاری پژوهشکده‌ی رویان، سهم عظیمی در پیشرفت علمی کشور در این زمینه ایفا کرد. روز افتتاح پژوهشکده، از من خواست آیات سوره‌ی مؤمنون در باب خلقت انسان را تلاوت کنم و این برای من جالب بود که سعید حتی در تحقق یک رویداد بزرگ علمی، از قرآن غافل نبود و همه‌ی یافته‌های خود را نیز برگرفته از آن می‌دانست.
 
دکتر سعید کاظمی آشتیانی نام ایران را در عرصه‌های بین‌المللی و در زمینه‌ی سلول‌های بنیادی ماندگار کرد. ذکر این نکته نیز اهمیت دارد که این مجاهد واقعی، جمع بسیار ارزشمند و فرهیخته‌ای از صاحب‌نظران و نام‌آوران رشته‌های مربوط را نیز گرد آورده بود؛ جمعی که به صلابت و بزرگی سعید ایمان داشتند و سعید نیز به آنان و همت والایشان عشق می‌ورزید.
 
اگر کسی می‌خواهد کمی با بزرگی سعید آشنا شود، باید به اظهارنظر بزرگ‌ترین دانشمندان رویان‌شناسی دنیا از کشورهای کانادا، ژاپن، آلمان، کره‌ی جنوبی، مصر و بسیاری دیگر نظری داشته باشد که پس از فقدان او، چقدر از خدمات این اندیشمند و مجاهد ایرانی با عظمت یاد کرده‌اند. عباراتی که برای هر ایرانی مایه‌ی مباهات و سرافرازی است.
 
وقتی به این تصویر می‌اندیشم که بروبچه‌های رویان سال‌ها قبل جشن تولد هزارمین کودک رویانی را برپا کرده بودند، فکر می‌کنم سعید را خدا فرستاده بود تا با یاری او و کمک دوستان مخلصش، آرزوی خیلی از پدران و مادران این سرزمین کهن را برآورده سازد. آری، سعید نامش با نذرونیازهای بسیاری از مادران این سرزمین گره خورده و این توفیق کمی نیست برای مجاهدی چون سعید. به‌راستی که او سعید زیست و سعید و سعادتمندانه به لقای حضرت دوست شتافت. نام سعید کاظمی آشتیانی در تاریخ مجاهدت‌های علمی و معنوی ایران ماندگار است.

محمد شیراوند، مدرس دانشکده‌ی توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران

* کار در رویان را به وزارت ترجیح داد

سعید در سال ۵۸ وارد دانشکده توانبخشی شد. من ورودی ۵۷ بودم. آشنایی ما به‌زودی صورت گرفت و تا روزهای آخر حیاتش بسیار به هم نزدیک بودیم. تسلطش بر قرآن، ادبیات، سخنوری و برقرای ارتباط، او را به‌سرعت در میان دانشجویان برجسته نمود. حضورش در مباحثه‌ها و مناظره‌ها با دانشجویان چپ و التقاطی همیشگی بود. تعطیلی زودهنگام دانشگاه‌ها به‌خاطر انقلاب فرهنگی، او را روانه‌ی آموزش دانش‌آموزان کرد و من را هم به جهاد سازندگی و نهضت سوادآموزی فرستاد.
 
اواخر سال ۶۰، تماسی با من گرفته شد و حامل پیامی بود که باید به اتفاق ایشان و دکتر جغتایی، جهاد دانشگاهی گروه پزشکی را که چند ماهی از تشکیل آن می‌گذشت اداره کنیم. از ابتدای سال ۶۱ در محل دانشکده‌ی علوم توانبخشی (میرداماد)، دفتری برای جهاد آماده ساختیم و دوران غیرقابل تکراری از دوستی، همت، ازخودگذشتگی، تلاش و جهاد علمی را در کنار او تجربه کردیم.
 
آن سال‌ها هنوز دانشگاه‌های علوم پزشکی تشکیل نشده بودند و جهاد گروه پزشکی شامل همه‌ی دانشکده‌های پزشکی و پیراپزشکی بود و این مسئولیت مهمی بود که برعهده داشتیم و شاید از این بخش مهم‌تر، مسئولیت فرهنگی آن بود که سعید برعهده داشت. بازگشایی و نوگشایی دانشگاه‌ها در این سال‌ها رخ داد و بازگشت دانشجویان سابق و آمدن دانشجویان جدید، مسائل خاص خود را داشت که کار فرهنگی عمده‌ی آن بود و طراحی، برنامه‌ریزی و اجرای آن برعهده‌ی سعید بود. اعزام به جبهه‌های دفاع مقدس از برنامه‌های مداومی بود که سعید همیشه پیگیر آن بود.
 
با تشکیل جهاد علوم پزشکی ایران، مسئولیت بخش تحقیقات برعهده‌ی سعید قرار گرفت و این ابتدای مسیر رویش رویان و سایر برنامه‌های او بود. در سال ۸۴ با پایان یافتن انتخابات و بحث انتخاب وزیران کابینه، نام سعید برای وزارت رفاه مطرح و تقریباً قطعی شده بود. سعید آن‌چنان آزادگی و قدرت داشت که هرگز به پذیرش دیدگاهی که منطقی یا مستدل نبود، تن نمی‌داد. یکی از روزها خبر داد که موضوع منتفی شده است. خواستم سجده‌ی شکر کند که گویا انجام داده بود. در دی‌ماه ۸۴ که این ضایعه‌ی جبران‌ناپذیر و زودهنگام رخ داد، شاکر خداوند شدم؛ چه اگر آن برنامه‌ی وزارت انجام شده بود، سعید «وزیری» بود که رفته بود، نه «بنیان‌گذار رویان» و شاید عظمت کارهایش هیچ‌گاه با این وسعت پدیدار نمی‌شد.
محمد کمالی، رئیس مرکز تحقیقات توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران

* به دنبال کارهایی به عظمت انقلاب
با حضور مرحوم کاظمی در جایگاه مدیریت جهاد دانشگاهی، در واقع مدیریت معنوی دانشکده به‌عهده‌ی ایشان قرار گرفت و در همان سال‌ها بود که خانواده‌ی توانبخشی ایران انسجام گرفت تا در همه‌ی حیطه‌های توانبخشی، خادم معلولین و به‌ویژه جانبازان معزز انقلاب و پس از آن، جنگ تحمیلی باشد. تفکر جهادی ایشان در محیط دانشکده، هم‌زمان با وقوع جنگ تحمیلی و همچنین روح ناآرام ایشان که هرلحظه در تکاپوی یافتن گامی برای خدمت بود، باعث گردید که محیط دانشکده و فضای کاری ایشان هر روز شاهد اتفاقات نو و پویا باشد و هم‌زمان با فعالیت‌های فرهنگی، برگزاری سمینار و کنگره، تفسیر کتب «اسرارالصلوه»، اعزام به جبهه و… شاهد تأسیس درمانگاه‌های شهید رعیت، درمانگاه ایران و همچنین مرکز نازایی و پژوهشکده و… باشیم که از ثمرات روح بلندپرواز او بود؛ فعالیت‌هایی که هرگز پایان نمی‌یافت و هر روز بنیانی نو در عرصه‌ی جهاد داشت.
 
سال‌هایی که در جوار ایشان در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده و به‌عنوان معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی بودم، به همه‌ی ما آموخت که باید بنیان‌گذار کارهای خیلی بزرگ به عظمت انقلاب بود. تأسیس پژوهشکده‌ی رویان، رویش این تفکر بود تا نام پُرافتخار ایران را با گام‌های بلند بر قلل پیشرفت و ترقی، جهانی کند.
 
ماندگارترین خاطره‌ای که از ایشان به یادگار دارم، در واقع بالاتر از یک خاطره، یادگاری است که بر صحیفه‌ی قلبم به لطف خدا همیشه ماندگار خواهد بود. چند شب پس از عروجش بود که به خوابم آمد. حوالی اذان صبح بود، در جمعی از دوستان جهادی. جلو رفتم و بعد از سلام، پرسیدم: سعید دوست داشتی بری اون دنیا؟ گفت: نه. گفتم: الان که رفتی ناراحتی؟ گفت: نه، الان راضی‌ام و بعد از تک‌تک شهدای دانشکده از او پرسیدم. گفتم: مهدی (خداپرست) را دیدی؟ گفت: بله. گفتم: غلامرضا (رعیت) را دیدی؟ گفت: بله. گفتم: محمدرضا لطفی را چطور؟ گفت: همه را دیدم، همه آمده بودند. حتی مجید مسجدی هم آمد (من او را نمی‌شناسم)، کمی گرفتاری داشت که حل شد و پیش بچه‌هاست. بعد رو کرد به من و گفت: مهدی من باید برم دیگه نمی‌تونم بمانم و مثل پرنده‌ای پرواز کرد و رفت.
 
دوباره فردا شب مجدداً به خوابم آمد. در همان فضای قبلی و همان حال‌وهوا، دوباره چند سؤالی از او پرسیدم؛ سؤالاتی که همیشه در ذهنم بود. از جمله جایگاه نماز چیست؟ خیلی ساده گفت: نماز نور است، آدم بی‌نماز در تاریکی مطلق است و مؤمن نمازخوان اطرافش روشن. پرسیدم در آن دنیا چه چیزی برای خدا مهم است؟ گفت: حق‌الناس، اگر رعایت کرده باشی، جایگاه داری و اگر پایمال کرده باشی، خدا هرگز نمی‌گذرد.
مهدی اکبری، عضو هیأت‌ علمی دانشکده‌ی علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران

 

درباره‌ی خصوصیات علمی و مدیریتی دکتر کاظمی آشتیانی

الگویی برای مدیریت جهادی

 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif ۱۴ دی ماه، سالروز درگذشت مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیایی، مهم‌ترین فرد در تأسیس پژوهشگاه رویان است. پژوهشگاه رویان که امروزه آوازه‌ی شهرتش در زمینه‌ی درمان ناباروری و تحقیقات سلولی از کشور فراتر رفته، نامی آشنا برای محققان و پژوهشگران این عرصه در جهان است. رهبر انقلاب از مرحوم کاظمی آشتیانی تعبیر به «فرزند صالح انقلاب» کرده‌اند. با دکتر عبدالحسین شاهوردی، معاون آموزشی و پژوهشی پژوهشگاه رویان جهاد دانشگاهی و از دوستان و نزدیکان دکتر کاظمی آشتیانی درباره‌ی چگونگی راه‌اندازی پژوهشگاه رویان و خصوصیات علمی و مدیریتی دکتر کاظمی آشتیانی به گفت‌وگو نشستیم.
 
* پژوهشگاه رویان را می‌توان یکی از مراکز دانش‌بنیان کشور دانست که حالا دیگر نامی آشنا در ابعاد جهانی است. چگونه شد که این نهاد توسط مرحوم کاظمی و همکارانشان راه‌اندازی شد؟
در دهه‌ی شصت، دومین گروه بیمارانی که برای درمان به خارج از کشور می­‌رفتند، گروه ناباروران بودند؛ یعنی بعد از بیماران قلبی، بیشترین مراجعه به خارج از کشور را این گروه داشتند. این مسئله، هزینه­‌های زیادی را به مردم و دولت تحمیل می­‌کرد. علاوه بر آن، مسائل ناباروری، مسائل فرهنگی را هم با خودش به دنبال دارد. در آن زمان، یعنی سال ۶۸-۶۹، که مسئولیت بخش تحقیقات جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران به‌عهده‌ی دکتر کاظمی بود، با این موضوع یک مقدار درگیری کاری پیدا شد. ما هم‌زمان درس جنین‌شناسی می­‌خواندیم و شاید یکی از دلایلی که دکتر کاظمی از فیزیوتراپی تغییر رشته داد و به رشته‌ی جنین­‌شناسی آمد، هم‌زمانی این موضوع بود، چون این موضوع یک مقدار بحث­‌های تئوریک را به دنبال داشت و به‌خاطر مسئولیتی که ایشان در بخش تحقیقات داشت و با توجه به نقش جهاد دانشگاهی، که پل بین دانشگاه و جامعه است، اینجا این موضوع تبلور پیدا کرد و نقش خودش را به‌خوبی نشان داد.

با دستوری که رهبر انقلاب به بنیاد مستضعفان دادند، ساختمان زعفرانیه به این کار اختصاص یافت. یک کمک شش میلیون تومانی هم حضرت آقا به این کار اختصاص دادند. به هر ترتیب، سرعت کار با مدیریت دکتر کاظمی خیلی افزایش یافت.


برای ورود به این موضوع، نیاز بود امکانات و تجهیزات، تهیه شده و نیروی انسانی جذب شود. همکارانی که ما الان به‌عنوان استاد در خدمتشان هستیم، دانشجویان دوره‌ی پزشکی یا رزیدنت­‌های دوره­‌های تخصصی بودند. نکته‌ی مهم این بود که این افراد در مرز پویایی علمی قرار داشتند؛ و نه دانشجوی خسته و ناوارد؛ البته روحیه‌ی جهادی که دکتر به این بچه‌ها تزریق کرده بود و تعلق خاطری که به این مسیر وجود داشت، موتور محرکی بود برای تحمل زحمت زیادی که کشیده شد تا به یک توانایی و تجربه‌ی بالا دسترسی پیدا کنند.

این را هم بگویم که عمر رشته‌ی ناباروری کوتاه است و شاید در دنیا بیش از سه دهه قدمت ندارد و ورود جهاد علوم پزشکی ایران به این مسئله، هم‌زمان شد با رشد این علم در دنیا. مدیریت جهادی دکتر کاظمی به این حرکت جهادی سرعت بیشتری داد؛ به‌طوری‌که در بحث ناباروری، ما به موقعیتی دسترسی پیدا کرده‌ایم که با بهترین مراکز این رشته در کشورهای صاحب­‌نام، رقابت می­‌کنیم. منظور از رقابت این است که میزان موفقیت رویان با بهترین مراکز موجود در دنیا برابری می­‌کند. از سویی دیگر، نتایج تحقیقاتی که صورت می‌گیرد، در درمان کاربردی می‌شود یا به‌شکل مقاله، به مجامع و مجلات علمی راه می‌یابد. این‌ها مقالاتی هستند که به آن‌ها ارجاع داده می­‌شود و این یعنی نو بودن و نوآوری در کشور که موضوع بسیار تعیین‌کننده‌ای است. به این ترتیب، حرکتی که دکتر کاظمی با توجه به مسئولیت‌شان آغاز کردند، به بار نشست و در سال ۱۳۷۰، مجموعه‌ی رویان با حضور وزیر وقت، یعنی آقای دکتر ملک‌زاده، افتتاح شد.

[گزارش تصویری: گفت‌وگو با دکتر عبدالحسین شاهوردی]

* بودجه رویان چگونه تهیه شد؟ رهبر انقلاب تا چه اندازه در راه  افتادن رویان مؤثر بودند؟
در آن زمان و حتی همین امروز، یعنی بعد از دو دهه که از فعالیت رویان می‌گذرد، بودجه­‌ای که ما می­‌گیریم بودجه‌ی کمکی است؛ در حد ۲۰ تا ۳۰ درصد. البته در مقطع شروع کار، با دستوری که رهبر معظم انقلاب به بنیاد مستضعفان دادند، ساختمان زعفرانیه به این کار اختصاص یافت و اگر ما می­‌خواستیم بودجه‌ای برای این قضیه کنار بگذاریم، شاید جهاد دانشگاهی توان این کار را نداشت. یک کمک شش میلیون تومانی هم حضرت آقا به این کار اختصاص دادند. به هر ترتیب، سرعت کار با مدیریتی که دکتر کاظمی داشت، خیلی افزایش یافت. الان شرایط طوری شده که ما نه‌تنها به خدمات تخصصی می­‌پردازیم، بلکه در بخش پژوهش و آموزش هم از سرامدان دنیا هستیم. جالب­ است که در دهه‌ی شصت، بیماران نابارور ما به خارج از کشور می­‌رفتند، ولی در حال حاضر خود رویان، سالیانه میزبان بیش از ۵۰۰ زوج خارجی است.

در دهه‌ی شصت، بیماران نابارور ما به خارج از کشور می­‌رفتند، ولی در حال حاضر خود رویان، سالیانه میزبان بیش از ۵۰۰ زوج خارجی است. مراجعه‌ی این بیماران چند دلیل دارد. اول اینکه هزینه­‌ها در ایران پایین­‌تر است. دوم اینکه نتایج درمان در رویان با نتایج بهترین مراکز برابری می­‌کند. سومین مزیت ما رعایت شئونات اسلامی است.


* دلیل مراجعه بیماران نابارور سایر کشورها به رویان چیست؟
مراجعه‌ی این بیماران چند دلیل دارد. اول اینکه هزینه­‌ها در ایران پایین­‌تر است. دوم اینکه نتایج درمان در رویان با نتایج بهترین مراکز برابری می­‌کند. سومین مزیت ما رعایت شئونات اسلامی است. در دنیا مسلمانانی هستند که دوست دارند در فضایی درمان شوند که مسائل شرعی در آن، به‌خصوص در این رشته‌ی حساس، رعایت شود و خیالشان از این بابت راحت باشد. این یکی از مزیت­‌هایی است که کشور ما و مراکزی که در این رشته کار می­‌کنند و البته مجموعه‌ی رویان  از آن برخوردار هستند. توریسم درمانی درآمد بالایی دارد و به‌نوعی نشان‌دهنده‌ی توانایی­‌های این مملکت است. هر بیمار یا دانشجویی که به این کشور می‌آید، توانایی‌های ما را می­‌بیند و برمی­‌گردد و از آن پس، خودش یک سفیر برای نظام ما محسوب می‌شود که تأثیرگذاری‌اش می‌تواند به‌مراتب عمیق­‌تر از کارهای تبلیغاتی‌ خودمان باشد.

* سبک زندگی کاری و علمی مرحوم دکتر کاظمی آشتیانی که در حقیقت نقش اصلی را در موفقیت علمی و اجرایی رویان داشته چگونه بود و چه ویژگی­‌هایی داشت؟
دکتر کاظمی در یک خانواده‌ی مذهبی و پایبند به اصول اسلامی متولد شد. دوران جوانی و شکل­‌گیری شخصیتش هم‌زمان شد با سال‌های انقلاب اسلامی. در خاطراتش می­‌گفت که بیشترین وقتش را مثلاً در کتابخانه‌‌ی مسجد می‌گذراند. در نمایشنامه‌هایی که در آن ایام، جوانان در مسجد طراحی و اجرا می­‌کردند، تأثیرگذار بود و به‌طور کلی مطالعات زیادی هم داشت.

در دوره‌ای که وارد دانشگاه شد، انقلاب فرهنگی اتفاق افتاد. در دوران تعطیلی دانشگاه، در عین اینکه خیلی از فعالیت­‌های دانشگاه را دنبال می­‌کرد، به آموزش‌ و پرورش رفت، چون بیشتر دوستان و همچنین برادرش، در آموزش‌ و پرورش بودند. او با آن انرژی بالا و اطلاعات خوبی که داشت، در هنرستان­‌ها و در نقش یک معلم، این رسالت کاری را دنبال می­‌کرد و ادبیات، الهیات و معارف اسلامی درس می‌داد. این جمع‌ها و این مطالعات و تدریس‌ها، شخصیت و تعلق خاطر او را به اسلام و انقلاب شکل داد. در مباحثه‌ها عالمانه و آگاهانه شرکت می‌کرد و با هوش بالایی که داشت، از تجربیات دیگران خیلی خوب استفاده می‌کرد. اهل شعر بود و این مسئله طبعش را لطیف کرده بود. این‌ها هم‌زمان شد با جنگ که مسئولیت هر جوان ایرانی را دوچندان می­‌کرد. شخصیت دکتر در آن شرایط شکل گرفت و بعد آمد در فضای جهاد دانشگاهی.

دکتر کاظمی اعتقادی داشت و می­‌گفت هرکسی می­‌خواهد در این فضا کار کند، باید تخم­‌مرغ­‌هایش را در یک سبد بگذارد. از بخش خصوصی خیلی‌ها به او پیشنهاد کار می‌دادند، ولی خودش را وقف این کار کرده بود. با هرکسی صحبت می­‌کرد و با هرجایی در تعامل بود، منافع مجموعه را به منافع فردی خودش ترجیح می­‌داد.


جهاد دانشگاهی فضایی بود که بایستی کاری می­‌کرد تا آن پویایی خودش را دنبال کند. حدود سال ۶۷-۶۸ بود که جهاد دانشگاهی از شورایی تبدیل به ریاستی شد و دکتر به‌عنوان اولین رئیس جهاد دانشگاهی علوم پزشکی در سال ۷۰، مجوز مرکز تحقیقات را از وزارت بهداشت گرفت. به دنبالش مجوز پژوهشکده را از جهاد دانشگاهی و مجوز مراکز تحقیقاتی دیگر را از وزارتخانه گرفت؛ یعنی به دستاوردش بسنده نمی­‌کرد و همواره نگاهی دورتر داشت و سعی و تلاش و حرکت را در خودش و همکارانش به وجود می­‌آورد. وقتی هدفی برای خودش قرار می­‌داد، باید به آن می‌رسید.

ما امروز می­‌بینیم که در رویان که تازه بحث ناباروری مطرح شده، هنوز کار تمام نشده، بحث سلول­‌های بنیادی مطرح شد. در واقع، بنیانی که در بحث سلول­‌های بنیادی داریم و یکی از افتخارات نظام محسوب می‌شود و مثل بحث ناباروری بحث جدیدی است، با یک حرکت جهادی در مؤسسه‌ی رویان آغاز شد. این حرکت جهادی اجازه نداد که در این زمینه، فاصله‌ی ما با دنیا زیاد شود. بعد بحث بیوتکنولوژی و همانندسازی مطرح شد و در زمان حیات دکتر کاظمی، در سال ۸۳-۸۴، اولین حاملگی گوسفند شبیه‌سازی‌شده را داشتیم که خبرش را خود دکتر کاظمی منتشر کرد. البته آن گوسفند سقط شد، اما همکاران این حرکت را دنبال کردند و به لطف خدا، در بیوتکنولوژی و همانندسازی، به بحث حیوانات ترنس‌ژن و تراریخته رسیدیم.

من خودم فکر می­‌کنم که نیت پاک دکتر کاظمی و اخلاصی که در این کارها داشت، خیلی از مشکلات را حل می‌کرد. واقعاً کار را به‌خاطر رضای خدا و سربلندی نظام جمهوری اسلامی انجام می‌داد و تمام قدرت مدیریت عالی‌اش را در این مسیر به خرج می‌داد. یکی از رمزهای موفقیت دکتر کاظمی این بود که به همکارانش استقلال و شخصیت می­‌داد. البته مراقبشان هم بود و غیرمستقیم آموزش­شان می­‌داد. دکتر مطالعه‌ی زیادی داشت و ساعاتی را در روز، با همکاران دور هم جمع می­‌شدند و بعد دکتر می‌گفت که مثلاً فلان کتاب را در زمینه‌ی مدیریت خواندم و غیرمستقیم بحث مدیریت را توضیح می­‌داد. به بهانه­‌های مختلف، همکاران را جمع می­‌کرد؛ در فضای غیررسمی و نشست­‌های تفریحی با کار فرهنگی و ایجاد همدلی. کارهای بزرگ واقعاً تیم بزرگ می­‌خواهد و تیم بزرگ یک آدم بزرگ می­‌خواهد تا آن را مدیریت کند و همدلی ایجاد نماید و این خصوصیات در دکتر کاظمی بود.

* شما احتمالاً با مدیران مختلفی کار کرده‌اید. مهم‌ترین وجه تمایزی که در مرحوم آشتیانی سراغ دارید، چه بود؟
دکتر کاظمی اعتقادی داشت و می­‌گفت هرکسی می­‌خواهد در این فضا کار کند، باید تخم­‌مرغ­‌هایش را در یک سبد بگذارد. از بخش خصوصی خیلی‌ها به او پیشنهاد کار می‌دادند، ولی دکتر خودش را وقف این کار کرده بود. با هرکسی صحبت می­‌کرد و با هرجایی در تعامل بود، منافع مجموعه را به منافع فردی خودش ترجیح می­‌داد. یک روز صحبت می­‌کرد که من چقدر سنوات کاری دارم؟ می­‌گفت اگر شش ساعت، ساعت کاری باشد، من بیش از دو شیفت دارم در مجموعه کار می­‌کنم. پایبندی‌اش به یک‌سری اصول، جزء خصلت­‌های اعتقادی‌اش بود و این پایبندی، در مقایسه با خیلی از مدیران هم‌ترازش، بسیار متفاوت بود.

نکته‌ی دیگر اینکه کار را با شناخت دنبال می­‌کرد. مثلاً در بحث اقتصادی اگر با فردی که سال­‌ها در آن رشته تجربه داشت، صحبت می­‌کرد، آدم حس می­‌کرد ایشان فارغ­‌التحصیل آن رشته است؛ یعنی سطحی و عوامانه با موضوع برخورد نمی­‌کرد. در کار شناخت پیدا می­‌کرد، چون می­‌دانست تصمیمات می­‌تواند تأثیرگذار باشد.

 http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26992/B/13820611_0126992.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif تصویری از دیدار اعضای موسسه رویان در سال هشتاد و دو با رهبر انقلاب – مرحوم کاظمی آشتیانی نفر اول از سمت راست

یکی دیگر از خصلت­‌های دکتر کاظمی، در عین حفظ مرزها، حرمت نگه ­داشتن و شخصیت دادن به همکارانی بود که با آ‌ن‌ها کار می­‌کرد؛ از مسئول خدمات گرفته تا مدیر ارشد مجموعه. با آن‌ها زندگی می­‌کرد و اگر هم مدیریت می­‌کرد، بر قلب آن‌ها مدیریت می­‌کرد. از خصلت­‌های دیگرش این بود که خودش عامل به آن کاری بود که می‌خواست انجام شود. دستور نمی­‌داد. خودش آستین­‌ها را بالا می­‌زد و در میدان بود.

یکی از کارهایی که دکتر کاظمی دنبال می­‌کرد، بالا بردن ظرفیت مجموعه بود. بعد از اینکه جهاد دانشگاهی تشکیل شد، به او گفتند موقعیتش هست که در دانشگاه تهران، عضو هیأت‌ علمی شود. او گفت من سقف رویان را آن‌قدر بالا می­‌برم که عضو هیأت‌ علمی دانشگاه تهران، آرزو کند عضو هیأت‌ علمی رویان باشد.


* راهکارهای دکتر برای حل مشکلات چه بود؟
یکی از فضاهایی که ایجاد می­‌کرد، فضای توکل بود و چون خودش هم اعتقاد داشت و هم عاملش بود، به همکاران هم این مسئله منتقل می‌شد. مثلاً می‌گفت اگر می­‌خواهی به این هدف برسی، صلوات نذر کن. وقتی می‌خواستند کلنگ همین مجموعه‌ی رویان را بزنند (فیلمش هست)، دکتر همان‌جا گفت ما این تعداد صلوات نذر کرده‌ایم تا اینجا شکل بگیرد. هرکس هر تعداد که می‌خواهد، این نذر را ادا کند. با رفتارهای این‌چنینی، جمعیتی درگیر یک حرکت فرهنگی می­‌شدند.

یکی از کارهایی که دکتر کاظمی دنبال می­‌کرد و خیلی هم پایبند آن بود، بالا بردن ظرفیت مجموعه بود. او نمی‌گذاشت قدوقواره‌ی مجموعه کوتاه بماند. مشکلی که ما الان در کشورمان در برخی از دانشگاه­‌ها داریم، این است که آدم­‌ها بزرگ می‌شوند، اما فضای کاری کوچک می­‌ماند و افراد نمی­‌توانند کار کنند. همه‌ی کسانی که به خارج از کشور می­‌روند، به‌خاطر مسائل مادی نیست. خیلی­‌ها به‌خاطر اینکه حس می­‌کنند توانایی­‌شان را نمی­‌توانند به منصه‌ی ظهور برسانند، می‌روند. دکتر کاظمی اما خودش را در مقابل خیلی از مسائل قرار می­‌داد برای اینکه محققین رشد کنند.

بعد از اینکه جهاد دانشگاهی تشکیل شد، به او گفتند موقعیتش هست که در دانشگاه تهران، عضو هیأت‌ علمی شود. او گفت من سقف رویان را آن‌قدر بالا می­‌برم که عضو هیأت‌ علمی دانشگاه تهران، آرزو کند عضو هیأت‌ علمی رویان باشد. الان خیلی از محققین ایرانی خارج از کشور، اولین جایی که دوست دارند در آن فعالیت کنند، رویان است. به همین علت، من فکر می­‌کنم دکتر کاظمی آشتیانی می­‌تواند الگویی مناسب و مطلوب برای مدیریت جهادی باشد؛ هم در مباحث مدیریتی و هم در شیوه‌ی توسعه‌ی کار که به‌صورت جهادی و با اعتمادبه‌نفس،‌ آن را انجام می‌دا ؛

در اين رابطه بخوانید :

پیام تسلیت در پی درگذشت دکتر سعید کاظمی آشتیانی

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت دانشمند مؤمن و جهادگر، مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیانی را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:
 
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

با تأسف و تلخکامی خبر درگذشت دانشمند مؤمن و جهادگر، مرحوم دکتر «سعید کاظمی آشتیانی» را دریافت کردم و بر فقدان آن شخصیت ارزشمند که کانون امید و ابتکار و نوآوری بود، افسوس خوردم.

وی یکی از فرزندان صالح انقلاب و از رویش‌های مبارکی بود که آینده‌ی درخشان علمی در کشور را نوید می‌دهند.

مؤسسه‌ی رویان که مجمع ارزشمندی از نوآوران و جهادگران عرصه‌ی علوم زیستی است، در پیدایش و رشد و اعتلای خود، مدیون همت و ایمان و پشتکار این دانشمند جوان و بلندهمت است.

اینجانب ضایعه‌ی دردناک فقدان این عنصر خدوم و باارزش را به خانواده‌ی گرامی و همکاران عزیزش صمیمانه تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال رحمت و علو درجات را برای وی و صبر و سکینه‌ی الهی را برای بازماندگان و همراهانش مسألت می‌کنم.
 

سید علی خامنه‌ای
 

 

 

 

 

افزودن دیدگاه

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

هشت + سیزده =