معرفتی

عمل به وسواس نوعی تعظیم به شیطان

                              

وسواس بیماری شایع اعلام شده (باور شده) یا اعلام نشده (باور نشده) توسّط بیماران است که اصلا اختصاص به دیانت ندارد و یک بیماری عمومی ـ مثل سرماخوردگی ـ در سراسر کشورهای جهان است و فقیر و غنی و زن و مرد ندارد. دردی است که شیطان ما را بدان دچار کرده است و در عین عمیق تر شدن و مزمن تر شدن آن، گاه شیطان ما را می فریبد که شما دچار شیطان و وسوسه نیستید و این فکر خودتان است تا خود را در این فاجعه ذهنی و عملی بی گناه جلوه دهد. ذیلا به طرح و پاسخ چند سؤال در این زمینه می پردازیم:

۱ ـ تصحیح یک اشتباه

۲ ـ حوزه های ابتلا و دچار شدن به وسواس؟

۳ ـ تعمیم وسواس و خطر آن؟

۴ ـ چرا شیطان بیشتر به سراغ دینداران می رود؟

۵ ـ منبع وسواس ما هستیم یا شیطان؟

۶ ـ راه علاج از انواع وسوسه ها؟

۷ ـ فرق وسواس و احتیاط عقلی یا شرعی؟

۸ ـ نمونه هایی از وسواس های قابل تعجب و بعضا ترحم؟

۹ ـ غرای شیطان؟

۱۰ ـ آیا ما وسواسی هستیم؟

۱۱ ـ حدیث جالبی از امام صادق(ع)

۱۲ ـ فرق وسواس و وسوسه

۱۳ ـ تقسیم بندی شک ها

                                   *******************************

۱ـ تصحیح یک اشتباه:

اشتباهی که در کتب روانشناسی و فلسفی غرب می شود ـ لااقل آن اندازه که نویسنده متوجه شده است ـ این است که انسان را همان اندیشه و افکار او می دانند و قایل به هیچگونه ورودی دیگر ـ غیر از محسوسات ـ به درون انسان نیستند و لذا الهام شیاطین، یا ملائکه یا سخن خدا با انسان در درون انسان را منکر هستند و یا به سکوت برگزار می کنند. و حال آنکه این موارد کاملا وجود دارند و مرز تفکیک بین آنها (واردات و خطورات قلبی و ذهنی انسانها) و اندیشه های خود انسان هست و کارهای آماری و تجربی حتی می تواند وجود این موارد را تثبیت کند. یک دلیل آن نجات یافتن صدها و هزاران انسان از تسلّط شیطان در پناه آوردن حقیقی آنها به خداست و دعای اینکه خداوند شر شیطان را از سر انسان کم کند و خودش حساب شیطان را برسد.

دلیل دیگر این است که انسان یکدفعه می بیند که درونش تاریک شد و اوهام و افکار باطل به سراغش آمدندو او آنها را نیاورد بلکه خودشان غاصبانه و دزدانه و بی اجازه به درون او آمدند، مثل اجانبی که می خواهند یک کشور را فتح کنند.

 

۲ـ حوزه های ابتلا و دچار شدن به وسواس:

۱ـ۲ـ عمل به شرع مقدس (احکام، اخلاق)

۲ـ۲ـ اعتقادات دینی (دچار شکّ ماندگار شدن و نپرسیدن از اهل علم)، زیرا فریب شیطان این است که شک را به اعتقاد تبدیل می کند.

۳ـ۲ـ اعمال عادی روزانه مثل حمام، ظرف شستن، تمیز کردن، قفل کردن درب منزل، آب کشیدن ظروف.

۴ـ۲ـ بد دل بودن و مرتبا افکار سوء در مورد همسر و خانواده و فامیل کردن.

۵ـ۲ـ بدبین بودن به همه، وهمه را نمره ی صفر دادن و خود را نمره ی بیست دادن.

۶ـ۲ـ سوءظن به مقدسات دینی.

۷ـ۲ـ وسوسه های قدرت و جمع آوری ثروت و یا شهرت و لذت حرام.

۸ـ۲ـ وسوسه های گمراه کردن مردم از دین و مقدسات و دشمنی گفتاری و عملی و قلبی با دین حق.

از همه ی اینها به خداوند متعال پناه می بریم.

 

۳ـ تعمیم وسواس و خطر آن؟ (دقت بفرمایید):

اگر به وسوسه ها عمل شود و توبه و استغفار به ساحت خداوند متعال صورت نگیرد کم کم گفتار و رفتار و کردار و قلب و اعتقادات دینی و ذهن انسان در تسخیر این لعین قرار می گیرد.

حربه های شیطان زیاد است. برای مؤمنان خصوصا این خطر وجود دارد که شیطان برای اینکه به دستورش (وسوسه) عمل کنیم خدا را بسیار بد بما معرفی می کند که اگر مثلا این رکوع یا قنوت نماز را که آلوده به شک است انجام ندادیم ما را به جهنم می برد و شدیدترین عذابها را متوجه ما می کند، گویی در این لحظات رحم و عطوفت و گذشت خدا را از یادمان می برد و وقتی به وسوسه اش عمل می کنیم معنی آن این است (دقت بفرمایید) که خدا را آن گونه که شیطان معرفی کرده است می شناسیم و این تیشه زدن به ریشه ی اعتقادات صحیح است. کم کم آدمی چنین می شود که ـ العیاذ بالله ـ دیگر آدم خدای اینگونه را دوست ندارد ـ زیرا او را مطابق فطرت خود نمی بیند و حال آنکه خدای حقیقی همان است که فطرت معرفی می فرماید ـ و نوعی ظلم را از سوی خدا متوجه خود می بیند و کم کم متنفّر از دین و دیانت و خدا می شود. و این همان زدن پرچم پیروزی شیطان لعین در سرزمین وجود خود است که از شرّ آن به خدا پناه می بریم. شیطان هم پررو است هم بی ادب هم بی دین و لامذهب و هم حسود، هم بخیل، هم بی عفّت، هم رذل و پست و هم در عین پستی خود را در دستمال کاغذی می پیچد و فقط با تمام لشکریانش دو هدف دارد:

الف ـ دشمنی با انسان                            ب ـ دشمنی با خدا و دین خدا

شیطان گاه با حربه ی دین به مصاف و جنگ دین می رود. این همان کاری ست که وسواسی ها می کنند و خیال می کنند به دین عمل کرده اند.

 

۴ـ چرا شیطان بیشتر به سراغ دینداران می رود؟

اولا:  شیطان دشمن انسان است (چه دیندار چه غیر دیندار طبق آیه ۵ سوره مبارکه یوسف(ع) ) و به هر کس طبق شرایط خاص او حمله می کند، یکی با پول، یکی با شهوت، یکی با شهرت، یکی با شراب و اعتیاد و … . 

ثانیا: شیطان نسبت به انسان های موحّد و مسلمان و مؤمن حسد بیشتری دارد زیرا آنها را به خدا نزدیکتر و از خود دورتر می بیند لذا سعی دارد آنها را از ساحت قرب خداوند ـ که می داند چه نعمتی است ـ محروم سازد.

شنیده اید که بعضی ها بی طناب دنبال شیطان هستند.

 

۵ـ منبع وسواس انسان است یا شیطان؟

انسان در ابتدای کار،  شیطان نیست ولی شیطان در او وسوسه می کند که اگر به وسوسه ها عمل کند کم کم شیطان بر او تسلّط پیدا می کند، چندانکه در تعبیر قران شیاطین هم از جنس جن می شوند و هم از جنس انسان (انعام:۱۱۲)، ولی ابلیس که بر آدم سجده نکرد مشخصا از جنس جن است (کهف:۵۰).

 

 

۶ـ راه علاج برای رهایی از وسوسه ها:

۱ـ کثیرا لشک با تعریفی که شد نباید به شک خود اعتنا کند. این دستور خداست.

۲ـ طبق سوره مبارکه ناس و فلق و دیگر آیات قران (اعراف:۲۰۱)، انسان باید از شرّ شیطان وسوسه گر به خداوند پناه ببرد و "استعاذه حقیقی" به ذات مقدس او کند. چون شیطان که آمد ولو از یک درب، همه جا را آتش می زند (اعتقادات، رفتار و کردار، گفتار، فکر و ذهن). زیرا شیطان از همه طرف حمله می کند (اعراف:۱۷).

۳ـ در محتویات ظرف فکر خود دقت کند و واردات آنها را تشخیص دهد و قبل از عمل، عقل خود را بکار بندد که آیا این عمل صحیح است یا نه؟ به عنایت خداوند به زودی تشخیص خواهد داد که بسیاری امیال، بسیاری قضاوتها، بسیاری افکار و اوهام و خیالات از ناحیه شیطان است و بسیار ضعیف هستند و قابل اعتنا و توجه نیستند (نساء:۷۶).

۴ـ منابع دینی را (رساله، کتب اخلاق اسلامی مثل معراج السعاده، قران کریم، سنت حضرت رسول(ص)، و امامان معصوم(ع) ) را مورد مطالعه قرار دهد زیرا تا علم به مسائل شرعی نباشد رعایت صورت نمی گیرد.

۵ـ دعا و دعا و دعا بدرگاه خداوند متعال که او را لحظه ای به خودش وا نگذارد تا آخرین لحظه عمر در این دنیا.

 

۷ ـ فرق وسواس و احتیاط عقلی یا شرعی:

الف ـ به لحاظ مبدء و دستور: وسواس از ناحیه شیطان است و احتیاط از جانب شارع مقدس و یا عقل است.

ب ـ به لحاظ نوع دستور: دستور احتیاط عقلی یا شرعی در موردی است که انسان دچار شک شده است و یک بار انجام می دهد. ولی آدم وسواسی چندین بار کاری را تکرار می کند.

ج ـ به لحاظ آرامش بعد از عمل: عمل به احتیاط عقلی یا شرعی آرامش آور است ولی عمل به وسواس بیشتر آرامش زُداست و شخص ملعبه ی شیطان شده است.

د ـ به لحاظ مبدء صدور رهایی از شک: عمل به احتیاط شرعی یا عقلی برای فرار از وسوسه و علاج آن است نه برای مزمن تر کردن وسوسه.

آقای قرائتی می فرمود (به صورت مزاح) که وسواسی می گوید: فقط دو نفر به بهشت می روند، یکی من و یکی آن وسواسی دیگر که من او را می شناسم.

 

۸ـ دو نمونه از شهر. ش سراغ دارم:

یکی از بستگان نقل می کرد که من برای تحصیل در منزل دایی ام زندگی می کردم که دایی من در یکی از شهرهای خوزستان صبح برای نماز صبح مقارن اذان برمی خاست که نماز صبح را اول وقت بخواند ولی آفتاب طلوع می کرد و او با تکرار نماز و یا شکستن نماز هنوز موفق به اداء نماز صبح نشده بود.

ـ دوستی داشتم که می گفت برادرم که کارمند اداره تامین اجتماعی شهرش بود با اینکه از من بزرگتر است هنوز ازدواج نکرده و دو کار او عجیب است:

الف ـ اسکناس های آورده از خرید بازار را آب می کشد و مثل رخت روی بند حیاط خانه پهن می کند تا خشک شوند.

ب ـ در اطاقش یک مقدار خاک دارد و اخیرا معتقد شده است آب ظرف ها را طاهر نمی کند و باید با خاک هم طاهر شوند.

اداره تامین اجتماعی سال هاست که عذرش را از خدمت خواسته است و بلای جان مادر و خواهرم است. جالب است که آن زمان ادّعا می کرد که من مقلّد آقای خویی هستم. به او گفتم آیا آقای خویی یک بار خاک در اطاقش برای طاهر کردن ظروف دارد؟ امان از فریب شیطان!!!

متاسفانه افراد  مغرض یا بی اطلاع از دین این گونه افراد را مثل برای دینداری می آورند و حال آنکه کار ایشان ربطی به دین ندارد و در مدارک دین اینها بنده ی شیطان معرفی شده اند نه بنده ی خدا. انتساب اینگونه افراد به شیطان پرستی سزاوارتر است تا خداپرستی. 

 

۹ ـ عزای شیطان:

تا وسواسی به وسواس عمل می کند شیطان هم به وسواسی می خندد و هم احساس پیروزی متکبّرانه می کند. عزای شیطان وقتی است که انسان دچار وسواس به حکم شرعی عمل کند، یعنی:

(مسئله کلیه رساله های مراجع معظّم): (کثیرا لشک) به شک خود اعتنا نکند.

در عمل به این دستور شیطان از احساس رئیس بودن و پیروزی دچار حالت یاس و سرخوردگی و شکست می شود.

* رساله: کثیرا لشک اگر در بجا آوردن چیزی شک کند، چنانچه بجا آوردن آن (دقت فرمایید نه بجا نیاوردن آن) نماز را باطل نمی کند. باید بنا بگذارد که آن را بجا آورده. مثلا اگر شک کند که رکوع کرده یا نه ، مثلا اگر شک کند که یکبار رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل می کند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است.

 

۱۰ ـ آیا ما وسواسی هستیم؟

در رساله های عملیه ملاک هایی برای تشخیص کثیرا لشک ذکر شده است:

ـ کسی که در یک نماز سه مرتبه شک کند(در هر جای آن نماز)

ـ در سه نماز پشت سر هم مثلا صبح و ظهر و عصر، شک کند (ولو یکبار)

در مسائل روزانه نیز ممکن است که انسان دچار وسواس شود: (این مسئله عمومیت دارد و اختصاص به شهر و کشور خاصی ندارد)

ـ چندین بار ظرف را می شوید و بدون دیدن لکه ای دوباره آنرا می آورد و می شوید.

                                  *******************

* پاورقی:

مبدء وسواس شک است و لکن مبدء شک همیشه وسواس نیست . گاهی مبدء شک عقل است و عقل شک را در آن مورد روا می داند. مثل شک های تحقیق و پژوهش و یا شک هایی که اداره آگاهی در مورد جرایم و مجرم انجام می دهد.

ـ دستگیره و یا قفل در را چند بار تکان می دهد تا از قفل شدن آن مطمئن شود و دوباره برمی گردد و امتحان می کند.

ـ وقتی دنبال چیز خاصی می گردد چندین بار یک محل را می گردد.

ـ مرتبا یک مطلب را به خانواده یا کارمندان یادآوری می کند و فکر می کند نشنیده اند.

شاخصه وسواسی بودن تکرار یک عمل بدون هیچگونه دلیل و ترجیح عقلی یا شرعی است.

 

 

۱۱ ـ حدیث جالبی از امام صادق(ع)، (نقل به مضمون):

کسی خدمت امام صادق(ع) عرض کرد که فلان شخص در مورد گرفتن وضو خیلی در مصرف آب اسراف می کند و وضو را تکرار می کند. حضرت فرمود که عبادت شیطان می کند!!! شخص عرض کرد: آقا این فرد آدم محترمی است چگونه عبادت شیطان می کند؟ حضرت فرمودند: اگر در حال تکرار اعمال وضو و دوباره شروع کردن وضو از او بپرسی که خدا گفته است که اینطور کن؟ پاسخ می دهد که نه شیطان مرا نمی گذارد!!! (پس معلوم است عبادت شیطان می کند)

 

۱۲ـ فرق وسواسی بودن و وسوسه:

انسان در طول روز گرفتار وسوسه های شیطان است: مثل وسوسه تکبّر بر دیگران یا وسوسه اینکه اینکار را نکنم تا مردم نگویند متکبّر است یا وسوسه مقام و شهوت و یا وسوسه طعنه زدن به دیگری و…. ولی شخص وسواسی دائما و مکررا در "یک موضوع" مثلا نماز و در یک جا و مکان دچار وسوسه می شود.

 

۱۳ـ تقسیم بندی شک ها:

در رساله های علمیه مراجع معظم سه نوع شک بررسی شده است( ۲۳ قسم):

۱ـ شک هایی که نماز را باطل می کند(۸ قسم).       2 ـ شک های صحیح (که باید به آنها اعتنا کرد) (نه قسم).         3ـ شک هایی که نباید به آنها اعتنا کرد (۸ قسم)

پاورقی 

مبدء وسواس شک است و لکن مبدء شک همیشه وسواس نیست . گاهی مبدء شک عقل است و عقل شک را در آن مورد روا می داند. مثل شک های تحقیق و پژوهش و یا شک هایی که اداره آگاهی در مورد جرایم و مجرم انجام می دهد.

 

 

ملاحظه می شود که شک ها همه بی مورد نیستند و اقسامی از آنها محلِ عقلی دارد که در این موارد شیطان برعکس حالت وسواسی دستور به بی توجهی و رعایت نکردن می دهد (به عکس مواردی که نباید اعتنا کرد شیطان دستور اعتنا می دهد).

 

نکات تکمیلی:

الف ـ انسان وسواسی از عبادت خدا لذت نمی برد و آن را از سر ترس و اجبار انجام می دهد و فقط به شکل عبادت توجه دارد ـ آن هم توجه غلط ـ و از عبادت روحش به کلّی بیخبر است. او بابت زحماتی که برای اداء فرایض متحمّل می شود در درون و حتی ناخودآگاه خود را طلبکار از خدا می داند و بهترین بنده می شمارد.

ب ـ عمل به وسوسه، عقل را ضعیف و وهم را بر انسان مسلّط می کند.

ج ـ عمل به وسواس کینه به شیطان را درون انسان ضعیف می کند و حال آنکه ما مامور هستیم که شیطان را دشمن بگیریم (فاطر:۶).

                                                                                               نویسنده: سید حسین                                  17\4\96

 

 

 

 

 

افزودن دیدگاه

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

پنج × چهار =